معنی راهخوری
6 بازدید
[ خوَ / خُ ] (حامص مرکب) عمل راه خور. راه بریدن بسرعت. (از بهار عجم) (از آنندراج): این رخش که مثلش نجهد برق جهان چون صیت شهنشاه دود گرد جهان بر مائدهٔ طی مکان مهمان است در راه خوری نقش سمش گشته دهان. ظهوری ترشیزی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «راهخوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر