معنی راهجویان
7 بازدید
(نف مرکب، ق مرکب) در حال جستن راه. که در حال جستن راه باشد. || عاقل. طالب حقیقت : بیوزش بنزدیک موبد شدند همه راه جویان و بخرد شدند.فردوسی. در راه روش چو خضر پوپان هنجارنمای و راه جویان.نظامی.
کلمات همقافیه با «راهجویان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر