معنی راهانجام
7 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) ره انجام. کنایه از اسب. (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا). کنایه از هر مرکب عموماً و اسب خصوصاً. (ارمغان آصفی) (بهار عجم). مرکب سواری. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از نظام). اسب و استر و جز آن. (ناظم الاطباء). مرکب. و ره انجام نیز گویندش. (شرفنامهٔ منیری): ماه تا ماند به زرین نعل راه انجام او نعل راه انجام او را شکل پر گیرد ز راه. سوزنی. || بعضی بمعنی قاصد گرفته اند. (از انجمن آرا) (رشیدی). قاصد و شاطر و پیک. (ناظم الاطباء). قاصد و پیک. (آنندراج). شاطر و پیک. (برهان). || اسباب و مایلزم سفر. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از برهان) (از نظام) (از انجمن آرا). و رجوع به ره انجام شود.
کلمات همقافیه با «راهانجام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر