معنی رام ساختن
6 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) مطیع ساختن. فرمانبردار کردن. بزیر فرمان درآوردن. نرم کردن : عاقبت رام سازمت بفسون تو پری خوی و من پری خوانم. مسیح کاشی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «رام ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر