معنی رام داشتن
6 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) آرام کردن. ساکت کردن. رام کردن. || خوش داشتن. شاد داشتن : دل خویش باید که در جنگ سخت چنان رام دارد که با تاج و تخت.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رام داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر