معنی رام دادن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) رام کردن. آرام کردن. راحت کردن : جلوه گری کرد و بیک غمزه او فتنه نمود و دو جهان رام داد. مولوی (از فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «رام دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر