معنی رامی یزدی

معنی رامی یزدی

6 بازدید
[ یِ یَ ] (اِخ) قلی رامی از اهل یزد است که در آن شهر به سرتراشی روزگار میگذرانیده. قطعهٔ زیر که برخی به «میروالهی» نسبت داده اند ازو مسموع شده: شنیدم که دوشینه در بزم غیر می لعل از جام زر خورده ای ندانم ازآن بزم پر شور و شر دو پیمانه یا بیشتر خورده ای بهر حال در شهر آوازه است که جز باده چیزی دگر خورده ای. (از آتشکدهٔ آذر چ بمبئی ص ۲۶۰). در آتشکدهٔ آذر چ شهیدی ص ۲۶۷ نام این شاعر دامی (با دال) ضبط شده و نیز در فرهنگ سخنوران علاوه بر رامی یزدی که با ذکر پنج مأخذ ضبط شده، ذکری نیز از دامی یزدی که نام قلی دارد باستناد تذکرهٔ محمدشاهی (رشتهٔ اول ص ۸۶) آمده که گمان میرود با رامی یزدی یکی باشد. و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ۳ و الذریعة ج ۹ بخش دوم و آتشکدهٔ یزدان ص ۲۹۰ و تذکرهٔ روز روشن ص ۲۳۷ و ریاض الجنة نسخهٔ خطی نخجوانی روضهٔ پنجم قسم دوم ص ۸۲۹ و دامی یزدی در همین لغت نامه شود.

کلمات هم‌قافیه با «رامی یزدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید