معنی رامی سکندرآبادی
6 بازدید
[ یِ سِ کَ دَ ] (اِخ) منشی هرکوپول سکندرآبادی. از گویندگان نامی هند و از براهمه بشمار میرفت که به تفته یا تفتهٔ سکندرآبادی معروف بود. دیوان بزرگی در ۵ جلد بزبان فارسی و اثر دیگری بنام «تضمین گلستان» دارد. بیت زیر از اوست: چند گویی که نشان نیست ز خونین کفنان مگر این لاله که بینی ز شهیدان تو نیست. و رجوع به تفته در همین لغت نامه و نگارستان سخن ص ۱۸ و صبح گلشن ص ۸۶ و ۸۷ و الذریعه ج ۹ قسم دوم و روز روشن ص ۲۳۶ و ۲۳۷ شود.
کلمات همقافیه با «رامی سکندرآبادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر