معنی رامیان
7 بازدید
(اِخ) از بلوکات استرآباد (گرگان) است که دارای ۳۴ آبادی و ۹ فرسخ مساحت میباشد. مرکز آن رامیان و حدود آن بشرح زیر است: از شمال به صحرای ترکمن و حاجی لر، از جنوب بکوهستان شاهرود و بسطام و از خاور به فندرسک محدود است. جمعیت تقریبی بلوک ۸۴۴۵ تن میباشد. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۳۱۰). دیه های رامیان عبارتند از: گل چشمه (سابقاً دره ویه نامیده میشده) اسپرنجان، جوزچال، کبودچشمه، خاندوز، کومیان، لیرو، میرمحله، نرگس چال، نوده اسماعیل خان «۱۱۸» (نوده میر سعداللََّه خان) (نوده علی نقی خان)، پاقلعه، پلرم رامیان (در ناحیه ای که محصور بدو تپهٔ مستور از جنگل است بنام کوه خوش ییلاق)، زری، سیدکلا، سوخته سرا، توران، وطن. کوههای رامیان عبارتند از: آسمیان که قلعهٔ پوران درآنجاست، نیلاکوه در جنوب چکور. در میان ایندو محلی است که تپهٔ تخت رستم در آنجاست؛ این کوه گاهی ماران کوه و ایلان کوه خوانده میشود. قلعهٔ ماران، در میان چمنزاری واقع است و راه باریکی که بآنجا منتهی میشود در مقابل مهاجمان به آسانی قابل دفاع است. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندان و استرآباد رابینو ص ۱۷۱).(اِخ) قصبهٔ مرکز بخش رامیان از شهرستان گرگان است. این قصبه در ۷۸هزارگزی خاور گرگان و ۶هزارگزی جنوب شوسهٔ گرگان، گنبد قابوس واقع شده، مختصات جغرافیایی آن بشرح زیر است: طول ۵۵ درجه و ۹ دقیقه و عرض ۳۷ درجه و یک دقیقه. هوای آن کوهستانی معتدل و مرطوب است و آب آن از رودخانهٔ قره چای و چشمه و قنات تأمین میشود. محصول آن برنج و غلات و توتون و سیگار و ابریشم و صیفی و لبنیات، و پیشهٔ مردم کشاورزی و دامپروری است. راه آن شوسه است. صنایع دستی زنان بافتن انواع پارچه های ابریشمی و نخی است. در مرکز قصبه، فلکه ای وجود دارد که مغازه ها و دکاکین قصبه در این محل واقع شده. خیابان شمالی آن براه شوسه منتهی میشود. بناهای معظم و باشکوه املاک، دبستان و مؤسسهٔ کشاورزی که از بناهای دورهٔ رضاشاه است در طول این خیابان واقع شده است. از ادارات دولتی، بخشداری، بهداری، آمار، پاسگاه ژاندارمری، دارایی در این قصبه وجود دارد. جمعیت آن در حدود ۴۵۰۰ تن است و در زمان صفویه باین ناحیه کوچ داده شده اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).(اِخ) مؤلف حدودالعالم گوید: شهری است بر سر تلی عظیم و اندر وی اندکی مسلمانند و ایشان را سالهاری خوانند و دیگر همه بت پرستانند و آنجا بردهٔ هندو و جهاز هندوان افتد بسیار، و سلطان وی از قبل امیر مولتان است و بر در شهر بتخانه ای است و اندر او بتی است رویین بزر آگنده و آنرا بزرگ دارند و هر روز گرد این بت برآیند با طبل و دف و پای کوفتن. (از حدود العالم).(اِخ) اصفهانی. میرزا محمدعلی فرزند عبداللََّه طبیب نزد برادر بزرگ خویش پزشکی آموخته و طبابت می کرده وگاهی شعر نیز می سروده است. و صاحب آتشکده با وی ملاقات کرده است. بنا بنوشتهٔ آذر این بیت از اوست: صبح است و فصل گل می بارانم آرزوست دیدار یار و صحبت یارانم آرزوست. رجوع به آتشکدهٔ آذر چ بمبئی ص ۳۷۸ شود.
کلمات همقافیه با «رامیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر