معنی رامیار
7 بازدید
(اِ مرکب) چوپان و گوسپندچران. (ناظم الاطباء). شبان. (آنندراج) (از برهان) (از جهانگیری) (از رشیدی) (انجمن آرا). اصل این لغت رمه یار بوده یعنی؛ ایلخی بان و رمه بان و بعضی گفته اند رمه در اصل رامه است یعنی؛ رام شبان و مطیع او که آنرا رمه بان گویند. (آنندراج) (انجمن آرا) (از فرهنگ رشیدی): رسیدم در میان مرغزاری در آن دیدم رمی بی رامیاری. نزاری قهستانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رامیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر