معنی راموس
7 بازدید
(ع اِ) گور. (منتهی الارب) (آنندراج). قبر. گوری که با خاک یکسان شده است. (از متن اللغة). گور و قبر. (ناظم الاطباء). گور. ج، روامیس. (از اقرب الموارد).(اِخ) نام یکی از قراولان آنتونیوس سردار رومی و همان کسی که آنتونیوس در جنگ با فرهاد چهارم (اشک چهاردهم) همینکه شکست خود را یقین کرد برای اینکه زنده اش بدست دشمن نیفتد و جنازه اش را نیز نشناسند بدو دستور داد شمشیرش را در تن او فروبرد و سپس سرش را از تن جدا سازد. رجوع به ایران باستان ج ۳ ص ۲۳۶۷ شود.(اِخ) از دانشمندان نامی فرانسه است. وی بسال ۱۵۱۵ م. در قصبهٔ کوت از خطهٔ ورماندوآ در خانوادهٔ تنگدستی دیده بر جهان گشود. بواسطهٔ ناداری به خدمتگزاری مدرسه پرداخت و تحصیلات خود را بتدریج ادامه داد تا در سال ۱۵۴۳ م. بدنبال مطالعات عمیقی که کرده بود کتابی مخالف فلسفه ای که در آن زمان تدریس میشد نوشت و نیز مقالاتی در انتقاد شدید از مکتب فلسفی ارسطو انتشار داد. قرائت این کتاب ابتدا از طرف پارلمان ممنوع گردید و دستور جمع آوری نسخه های آن داده شد ولی دو سال بعد بحمایت یکی از طرفدارانش (لورن) این محدودیت و ممنوعیت رفع شد و او دوباره انتشار کتاب را از سر گرفت و پس از آن بسمت معلم مدرسه «پرسله» منصوب گشت و بتدریس منطق و ریاضی پرداخت و بعد در سال ۱۵۵۱ م. در دانشگاه فرانسه بتدریس فلسفه و فنون ادبی مأموریت یافت و دانشجویان بیشماری از نقاط مختلف در حلقهٔ درس وی گرد آمدند. مدتی بعد بسبب پذیرفتن مذهب پروتستان با شکستن بتهایی که در آن دانشگاه بود بترک خاک فرانسه مجبور گشت و بکشور آلمان رانده شد و چندی در دانشگاه «هایدلبرگ» بتدریس فلسفه مشغول شد. سپس در سال ۱۵۷۱م. دوباره به فرانسه بازگشت و در سال ۱۵۷۲م. در حادثهٔ قتل عام معروف «سنت بارتلمی» کشته شد. او در ریاضی و منطق و ادبیات که تدریس میکرد تألیفات گرانقدری دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).
کلمات همقافیه با «راموس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر