معنی راموز
4 بازدید
(ع اِ) دریا. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). || اصل چیزی. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) || نمونه. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، در همهٔ معانی، روامیز. (از اقرب الموارد).(اِ) کشتیبان و ناخدا. (برهان) (جهانگیری). رجوع به توضیح معنی بعدی کلمه شود. || ماهیی است دلیر و جنگجو که به آدمی مایل است و با کشتی همراهی کند اگر ماهیان دیگر قصد کشتی کنند رفع کند و اگر کشتی غرق شود مردمان را بکنار ساحل رساند. شیخ آذری در عجائب الدنیا این افسانه را نقل کرده و بعد از چند بیت، شعر آتی الذکر را آورده است. با این تفصیل و تأویل صاحب فرهنگ جهانگیری از اول حکایت غافل مانده و بمعنی ناخدا آورده، صاحب برهان نیز بتقلید او بمعنی ناخدا و کشتیبان نقل کرده. (از آنندراج) (از انجمن آرا) (از رشیدی): هست راموز مرشد کامل که برد مرد را سوی ساحل. شیخ آذری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «راموز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر