معنی رامن
7 بازدید
[ مَ ] (اِخ) شهرکی است [ از جبال ] کم مردم و بسیار کشت و برز و به براکوه نهاده است. (حدود العالم). بر طبق نوشتهٔ یاقوت حموی قصبه ای بوده است در یازده فرسنگی بروجرد و ۷فرسنگی همدان. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳) (از معجم البلدان ج ۴).[ مَ ] (اِخ) قریه ای است در دوفرسنگی بخارا. (از معجم البلدان) (از انساب سمعانی) (از اللباب فی تهذیب الانساب).
کلمات همقافیه با «رامن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر