معنی راقیة
7 بازدید
[ یَ ] (ع ص) تأنیث راقی. پیش رونده. جلوافتاده. ترقی کرده. مترقی: امم راقیة، ملل راقیة؛ امروزه این ترکیب اصطلاح مطبوعاتی و سیاسی است که به معنی ملتهای مترقی و پیش رفته و جلوافتاده فراوان به کار میرود. || مرد افسونگر و «ة» برای مبالغه است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || مؤنث راقی بمعنی افسونگر. ج، رواق. (از المنجد): امراًة راقیة؛ زن افسونگر. ج، رواقی. (ناظم الاطباء). مؤنث راقی (مرد افسونگر) و چه بسا مذکر با آن وصف میشود و گفته میشود «رجل راقیة» و تاء برای مبالغه آید مانند «راویة». ج، رواق. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «راقیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر