معنی راقی
9 بازدید
(ع ص) بالارونده. (آنندراج) (غیاث اللغات) (از ناظم الاطباء). آنکه برشود. آنکه پیش رود. (یادداشت مؤلف). || افسون کننده. (دهار) (از اقرب الموارد). افسون کن. (از مهذب الاسماء). افسونگر و عزیمت خوان. (آنندراج) ((از المنجد) (غیاث اللغات). ج، رقاة، راقون. (المنجد). مرد افسونگر. (ناظم الاطباء). کسی که بر مریضان افسون و دعا بدمد. (آنندراج) (غیاث اللغات). ج، رقاة. (اقرب الموارد). و رجوع به راق شود.
کلمات همقافیه با «راقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر