معنی رافخ
7 بازدید
[ فِ ] (ع ص) فراخ؛ عیش رافخ؛ زیست فراخ. (از المنجد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). عیش رافخ؛ یعنی فراخ. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رافخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فخ» برای سرودن شعر