معنی راغی
7 بازدید
(ص نسبی) منسوب به راغ : صلصل باغی بباغ اندر همیگرید بدرد بلبل راغی به راغ اندر همی نالد بزار. منوچهری.(ع ص) بانگ کننده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || پرنده ای است خاکی رنگ و سخت بلندآوازه، که کثیرالنسل نیز میباشد. || مرد پرگو. (از متن اللغة). || (اِ) کس. یقال: ما بالدّار ثاغ و لا راغ؛ یعنی نیست در خانه کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «راغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر