معنی راشد افندی

معنی راشد افندی

7 بازدید
[ شِ اَ فَ ] (اِخ) در قصبهٔ ابرادی واقع در ایالت علائیه بسال ۱۲۲۰ ق. متولد شد و در سال ۱۲۶۷ هـ . ق. درگذشت. راشد با شغل قضاوت امرار معاش میکرد. بیت زیر از اوست: سواد نقطهٔ رخسارینی ظنّ ایلمه مودن چکیده قطرهٔ مشکیندر آثار گیسودن. (سیاهی نقطه ای که در گل رخسارش نقش بسته گمان مبر که از طرهٔ مشکبوست بلکه قطرهٔ مشگینی است که از آثار گیسوانش برچکیده است). (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).
[ شِ اَ فَ ] (اِخ) محمد.از دانشمندان و گویندگان نامی اخیر عثمانی است که مورخ عصر خود شناخته شده است. تاریخی در دو جلد نوشته که از تواریخ معتبر بشمار می آید و حاوی حوادث بین سالهای ۱۶۶۰ تا ۱۷۲۱ م. میباشد و بنام تاریخ راشد معروف است. راشد پسر مصطفی افندی ملاطیه ای بود. او بسال ۱۱۰۴ هـ . ق. در عداد مدرسان درآمد و در سال ۱۱۳۴ والی حلب شد، سپس در سال ۱۱۴۱ بسمت سفارت عثمانی در ایران منصوب گردید. پس از بازگشت از ایران بفرمانداری استانبول رسید و مدتی نیز حکومت مکه و آناطول را داشت و در سال ۱۱۴۶ هـ . ق. بشغل قاضی عسگری آناطول منصوب شد و پس از یکسال خدمت در این سمت در استانبول درگذشت. دیوان مدونی دارد که بیت زیر از اوست: خالص اولمازسا زرناب کیمی اصل مقال گیرسه بیک بوتهٔ تعبیره ینه قال اولماز. (اگر اصل گفتار همانند زر ناب خالص نباشد هر چند بر هزار بوتهٔ تعبیرش ریزند باز در شمار سخن نعز نیاید). (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳ و اعلام المنجد).
[ شِ اَ فَ ] (اِخ) محمد که از اهالی پروسهٔ عثمانی بود و بسال ۱۱۹۵ هـ . ق. تولد یافت و در ۱۲۳۱ درگذشت. او منسوب به طریقهٔ نقشبندی بوده و شعر نیز می گفته است. بیت زیر از اوست: اهل حق ذره حوادثله مکدر اولماز قیل و قالی ده جهانین قوری غوغادندر. (اهل حق از حادثات روزگار ذره ای مکدر نمی شود، قیل و قال جهان نیز از غوغای خشک و پوچی نشأت یافته است). (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).
[ شِ اَ فَ ] (اِخ) محمدرئیس الکتاب که بسال ۱۱۶۷ هـ . ق. متولد شد و پس از طی مقامات دولتی بسال ۱۲۰۲ بمقام رئیس الکتاب رسید و در سال ۱۲۱۲ هـ . ق. درگذشت. بیت زیر از اوست: گردننده دانهٔ خال سیه گیسو لره مرغ دل افتاده در گویا اسیر دامدر. (دانهٔ خال سیاهی که در گردنت میان گیسوان مشگین قرار دارد گوئی مرغ دل من است که اسیر دام افتاده است). (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).
[ شِ اَ فَ ] (اِخ) مصطفی اهل فلبهٔ عثمانی بود که بسال ۱۲۳۸ هـ . ق. متولد شد و بسال ۱۲۶۵ هـ . ق. درگذشت. وی پس از پایان تحصیلات مدیریت نشریات را داشت. راشد دارای طبع شاعری هم بود. بیت زیر مطلع یکی از اشعار اوست: کو کلده تابش حسرت نمایان اولدی گیتد گجه تنمده رنجش فرقت فراوان اولدی گیتد گجه. (با گذشت روزگار تابش حسرت در دلم نمایان گشت و رنجش فرقت در تن بمرور زمان فزونی یافت). (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «راشد افندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید