معنی راسیة
4 بازدید
[ یَ ] (ع ص) کوه استوار. (دهار). مؤنث راسی. رجوع براسیات و رواسی شود. - قدر راسیة؛ دیگ بزرگ که همواره جهة کلانی بر یکجای بماند. ج، رواسی، راسیات. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «راسیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر