معنی راسیات
7 بازدید
(ع ص، اِ) جِ راسیة که بمعنی کوه استوار است. (آنندراج) (غیاث اللغات). راسیات و رواسی جِ راسیة. (دهار). جِ راسیة. (منتهی الارب): - جبال راسیات؛ کوههای محکم و استوار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): با تو گویند این جبال راسیات وصف حال عاشقان اندر ثبات.مولوی. رجوع به راسیة شود. - قدور راسیات؛ دیگهای بزرگ که همواره جهت کلانی بر یکجای بماند. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء): {/Bیَعْمَلُونَ لَهُ مََا یَشََاءُ مِنْ مَحََارِیبَ ...۱-۶۳۴:۱۳/}{/B وَ قُدُورٍ رََاسِیََاتٍ . ۱۲-۱۴۳۴:۱۳/}(قرآن ۳۴/۱۳).
کلمات همقافیه با «راسیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر