معنی راز گشودن
4 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) راز گشادن. آشکارا کردن سرّ. مقابل پنهان کردن و نهفتن سرّ: بسیار همچو غنچه بخون جگر نشست در باغ دهر هر که چو گل راز خود گشود. بنائی.
کلمات همقافیه با «راز گشودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر