معنی رئیس‌کلا

معنی رئیس‌کلا

7 بازدید
[ رَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لاویج بخش نور شهرستان آمل واقع در ۲۴هزارگزی جنوب سولده. سکنهٔ آن ۲۴۰ است. آب رئیس کلا از چشمه سار تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن غلات و لبنیات. صنایع دستی زنان شال و جوراب بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ رَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بابل کنار بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع در ۱۸هزارگزی جنوب باختری شاهی. سکنهٔ آن ۴۵۰۰ تن. آب رئیس کلا از رودخانهٔ بابل تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن برنج و نیشکر و ابریشم و غلات و کتان و صیفی. صنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و نخی میباشد. راه شوسهٔ فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). و رجوع به فرهنگ آبادیهای ایران شود.

کلمات هم‌قافیه با «رئیس‌کلا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید