معنی رئیسة
7 بازدید
[ رَ سَ ] (ع ص، اِ) مؤنث رئیس. رجوع به رئیس شود. - اعضاء رئیسه؛ اندامهای مهم تن. دل و دماغ و جگر و خایه را گویند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). - هیأت رئیسه؛ اعضای برجسته و عالی رتبهٔ یک مؤسسه یا شرکت یا انجمنی، مانند هیأت رئیسهٔ مجلس.
کلمات همقافیه با «رئیسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر