معنی رئال
4 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) جِ رأل. ستارگان. (آنندراج) (منتهی الارب). کواکب. (اقرب الموارد) (از متن اللغة). || جِ رأل، بچهٔ شترمرغ یا بچهٔ یکسالهٔ آن. (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «رئال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر