معنی رؤوم
6 بازدید
[ رَ ئو ] (ع ص) ماده شتر مهربان بر بچه و بر پوست آن. (ناظم الاطباء). شتر مادهٔ مهربان بر بچه و بر آن پوست. (منتهی الارب). || گوسپند انس گرفته که جامه و هر چیزی را لیسد و مهربانی نماید. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گوسفند که هرکه بر او بگذرد جامهٔ او بلیسد. ج، روم. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «رؤوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر