معنی رؤوف
7 بازدید
[ رَ ئو ] (ع ص) رؤف. رئوف. مهربان و سخت بسیار مهربان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). رَئِف. رَأف. رَئُف. رائف. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مهربان. (آنندراج) (یادداشت مؤلف) (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات). مشفق. (فرهنگ فارسی معین). بخشایش گر. بسیاررحمت. بسیار مهربان. رحیم. رحمان. بسیار بخشنده. عطوف. (یادداشت مؤلف). || (اِخ) نامی از نامهای خدای تعالی. (یادداشت مؤلف). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «رؤوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر