معنی رأی دادن
7 بازدید
[ رَءْیْ دَ ] (مص مرکب) نظر دادن بانتخاب کسی برای وکالت مجلس و یا سناتوری یا عضویت انجمنی. ابراز نظر دربارهٔ انتخاب شدن کسی بوکالت و یا سناتوری. در اصطلاح سیاسی و عرف انتخابات، نوشتن نظر خود دربارهٔ انتخاب شدن کسی روی کاغذ و در صندوق خاص انتخابات انداختن. || نظر موافق دادن مجلس به دولت یا وزیری. || حکم کردن. قضا کردن. فتوی دادن. (ناظم الاطباء). - رأی دادن محکمه (قاضی)؛ اظهار نظر کردن دادگاه دربارهٔ اتهامی و یا شکایتی و مرافعه ای. ابراز داشتن دادگاه یا قاضی نظر و عقیده خود را در شکایتی و یا اتهامی.
کلمات همقافیه با «رأی دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر