معنی رأی انداختن
6 بازدید
[ رَءْیْ اَ تَ ] (مص مرکب) رای انداختن. رجوع بهمین کلمه شود. || انداختن ورقهٔ رأی در صندوق انتخابات: من برای فلانی رأی انداختم؛ یعنی بنام او رأی بصندوق ریختم.
کلمات همقافیه با «رأی انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر