معنی رألة
7 بازدید
[ رَءْ لَ ] (ع اِ) مؤنث رأل. (منتهی الارب). بچهٔ شترمرغ. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (از المنجد). و رجوع به رأل شود. || بچهٔ یکسالهٔ شترمرغ. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). بچهٔ مادهٔ یکسالهٔ آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رألة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر