معنی ذیوع
7 بازدید
[ ذُ ] (ع مص) آشکارا کردن. (تاج المصادر بیهقی). || آشکار شدن خبر؛ (زوزنی). ذیوع خبر؛ فاش و پراکنده شدن آن. ذیع خبر، ذیعان خبر؛ فاش شدن. ظاهر گشتن خبر. گستردن خبر. آشکاری. ظهور. پیدائی.
کلمات همقافیه با «ذیوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر