معنی ذکاءالحس
8 بازدید
[ ذَ ئُل حِ س س ] (ع اِ مرکب) صاحب ذخیره گوید: بسیار باشد که سبب خیالها (در چشم) صافی طبقه های چشم و تیزی حسّ بصر باشد... و حسّ شنیدن و بوئیدن همچنین تیز باشد هم اندر گوش طنین باشد و هم پیوسته بوی چیزی بد بدو میرسد اگرچه ضعیف باشد. و طبیبان این را ذکاءالحسّ گویند و از شمار بیماریها نباشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «ذکاءالحس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حس» برای سرودن شعر