معنی ذوکاهل
8 بازدید
[ هِ ] (ع ص مرکب) شدید الکاهل. بلند جانب. صاحب قوّت و شوکت. || مرد خشمناک. || مرد گشن جوشان تیزشهوت.
کلمات همقافیه با «ذوکاهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر