معنی ذونفر
6 بازدید
[ ] (اِخ) حمیری. یکی از بزرگان عرب که اسیر ابرهة بود و او عبدالمطلب را نزد ابرهة برد و شفاعت کرد. (تاریخ طبری ج ۲صص ۹۳۸ -۹۳۹).[ نَ فَ / نَ ] (اِخ) موضعی است بر سه میل از سلیلة میان آن و میان ربذة و بعضی گفته اند بر یک منزل در راه مکة در پشت ربذة است. و بسکون فاء هم روایت شده است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ذونفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر