معنی ذونزل
6 بازدید
[ نَ زَ ] (ع ص مرکب) بسیار باران. ابری نزل و ذونزل؛ بسیار باران. (از تاج العروس).[ نُ زُ ] (ع ص مرکب) مبارک. یقال طعام ذونزل و نزیل؛ ای مبارک و یقال رجل ذونزل؛ ای کثیر النفل و العطأ و البرکة و قال لبید: و لن تعدموا فی الحرب لیثاً مجرباً و ذا نزل عندالرزیة باذلا.(تاج العروس).
کلمات همقافیه با «ذونزل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زل» برای سرودن شعر