معنی ذوفضل

معنی ذوفضل

7 بازدید
[ فَ ] (ع ص مرکب) خداوند فضل. خداوند بخشایش : {/Bوَ لََکِنَّ اَللََّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی اَلْعََالَمِینَ . ۲۸-۳۴۲:۲۵۱/}(قرآن ۲ / ۲۵۱). در ترجمهٔ آن ابوالفتوح رازی آرد: ولکن خدای خداوند فضل است بر جهانیان و در تفسیر آن گوید: و خدای عز و جل خداوند فضل و کرم رحمت است بر جهانیان آنانکه مستحق اند و آنانکه مستحق نه اند از آنجا که رحمت او واسع است بر مؤمن و کافر و برّ و فاجر (تفسیر ابوالفتوح ج ۱ ص ۴۳۴) و باز در سورهٔ آل عمران آیه ۱۵۲ آمده است: واللََّه ذوفضل علی المؤمنین، و خدای خداوند بخشایش است بر مؤمنان. (تفسیر ابوالفتوح ج ۱ ص ۶۶۵) و در تفسیر آن گوید: و خدای تعالی خداوند فضل و احسان است بر مؤمنان. (ص ۶۶۸) و در همان سوره ضمن آیهٔ ۱۷۴ آمده است: واللََّه ذوفضل عظیم. و خدای خداوند بخشایش تمام است. (تفسیر ابوالفتوح ص ۶۸۰) و در صفحهٔ ۶۹۱ در تفسیر آن گوید: و خدای جل جلاله خداوند فضل و نعمت بزرگ است. همچنان که ملاحظه شد در سه جای قرآن کریم «ذوفضل» و در چهار موضع «لذوفضل» آمده که اینک آیات آنها را ذیلا می آوریم. {/Bإِنَّ اَللََّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی اَلنََّاسِ وَ لََکِنَّ أَکْثَرَ اَلنََّاسِ لاََ یَشْکُرُونَ . ۲۰-۳۱۲:۲۴۳/}(قرآن ۲ / ۲۴۳). و در سورهٔ یونس ضمن آیهٔ ۶۰ نیز همین عبارت آمده است: بدرستی که هر آینه خداوند فضل است بر مردمان ولیکن بیشتر ایشان شکر نمیگذارند. (تفسیر ابوالفتوح ج ۳ ص ۴۳۰). و در تفسیر آن گوید: خدای خداوند فضل و افضال و نعمت است و آنچه بر ایشان آمد از وبال عقوبت هم از فعل ایشان است و از کردار ایشان ولیکن بیشتر مردمان این ندانند از آنجا که اندیشه نکرده باشند و شکر نعمت او نکنند (ج ۳ ص ۲). و در سورهٔ النمل آیهٔ ۷۳ آمده است: و ان ربک لذو فضل علی الناس و لکن اکثرهم لایشکرون. ترجمهٔ آن چنین است؛ و بتحقیق پروردگار تو هر آینه صاحب بخشش است بر مردم ولیکن بیشتر آنها شکر نمیگذارند. (تفسیر ابوالفتوح ج ۴ ص ۱۶۹). و در تفسیر آن گوید: و خدای تو ای محمد خداوند فضل و رحمت است بر مردمان ولیکن بیشترینهٔ ایشان شکر نمی گذارند. (ایضاً ص ۱۷۴). و در سورهٔ المؤمن آیهٔ ۶۱ آمده است؛ ان اللََّه لذو فضل علی الناس و لکن اکثر الناس لایشکرون؛ بدرستی که خدا هر آینه صاحب افزونی است بر مردم ولیکن بیشتر مردم شکر نمیکنند. (ابوالفتوح ج ۴ ص ۵۲۵) و در صفحهٔ ۵۲۹ تفسیر آنرا بدینسان گوید: خدای تعالی خداوند فضل و احسان و نعمت است بر مردمان ولیکن بیشتر مردمان شکر نعمت او نمیکنند. و در سورهٔ هود آیهٔ ۳ ذی فضل آمده است: و یؤتِ کل ذی فضلِ فَضلَه. و بدهد هر صاحب افزونی را افزونیش (تفسیر ابوالفتوح ج ۳ ص ۵۴). و در تفسیر آن گوید: و بدهد هر خداوند فضلی را فضلش یعنی هر نفسی را جزایش محتمل است نعمت و رزق دنیا را و جزا و ثواب قیامت را، اول بروفق مصلحت و حکمت و دوم بر حسب استحقاق و معدلت. (همان کتاب ص ۵۶).

کلمات هم‌قافیه با «ذوفضل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ضل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید