معنی ذوسماحة
6 بازدید
[ سَ حَ ] (ع ص مرکب) جوانمرد، خداوند بخشش : فلم ار مهراً ساقه ذوسماحة کمهر قطام من فصیح و اعجم. (از تفسیر ابوالفتوح ج ۴ ص ۳۱۷).
کلمات همقافیه با «ذوسماحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر