معنی ذوسطوة
7 بازدید
[ سَ وَ ] (ع ص مرکب) درشت. سخت صاحب سطوت : و گویند که سبب خشنودی بهرام از آن آتش بوده که بهمن مردی غیور و ذوسطوت بود و ملوک را ببطش و قوت خود قهر و قمع کردی. (تاریخ قم ص ۸۳).
کلمات همقافیه با «ذوسطوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر