معنی ذوسرح
5 بازدید
[ سَ ] (اِخ) صاحب مجمل التواریخ و القصص گوید: پادشاهی هدادبن شراحیل هفتاد و پنجسال بود و اندر تاریخ جریر الطبری لقب او را ذوسرح گوید و او را وزیری بود نام او رام رایش و چون الفید بمرد هداد از راه عراق بجانب یمن بازگشت و هیچ جای نرفت بیرون از حدّ خویش. و در کتاب معارف خوانده ام که زنی جنی را بزن کرد و بلقیس از وی بزاد. پس از اندکی روزگار فرمان یافت و بمرد و خدای تعالی بدان داناتر است. (مجمل التواریخ چ ملک الشعراء بهار ص ۱۵۶).
کلمات همقافیه با «ذوسرح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رح» برای سرودن شعر