معنی ذوحسم
7 بازدید
[ حُ سُ ] (اِخ) نام موضعی در شعر مهلهل در رثاء برادر خود: الیلتنا بذی حسم انیری اذا انت انقضیت فلاتحوری. رجوع به عقد الفرید ج ۶ ص ۷۵ شود.
کلمات همقافیه با «ذوحسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر