معنی ذوحسب
7 بازدید
[ حَ سَ ] (ع ص مرکب) خداوند گوهر نیک. صاحب بزرگواری : گویم آنگاه بیارید یکی داروی خواب یاد باد ملکی ذوحسبی ذونسبی.منوچهری.
کلمات همقافیه با «ذوحسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر