معنی ذوبال
7 بازدید
(ع ص مرکب) شریف. خطیر. عزیز. امر ذیبال، کاری شگرف: کل امرِ ذی بالِ لم یبدء ببسم اللََّه فهو ابتر. ای کل امر ذیشأن و خطر یحتفل له و یهتم به. (مجمع البحرین). رجوع به بال شود.
کلمات همقافیه با «ذوبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر