معنی ذوالیزن
6 بازدید
[ ذُلْ یَ زَ ] (اِخ) نعمان بن قیس حمیری یکی از ملوک و اذواء یمن. و او کسی است که از پیش به بعثت رسول اکرم صلوات اللََّه علیه و سلم بشارت داد. و نیزه های یزنی بدو منسوب است. و یزّن نام وادیی است به یمن و ذویزن بدانجا منسوب است. و سیف ذوالیزن از احفاد اوست. و صاحب غیاث اللغات بنقل از مؤید گوید: او در دلیری و نیزه زنی معروف بود.[ ذُلْ یَ زَ ] (اِخ) (سیف...): کو جریر و کو فرزدق کو ظهیر کو لبید روبه عجاج و دیک الجن و سیف ذوالیزن ... گو فراز آیند و شعر اوستادم بشنوند تا غریزی روضه بینند و طبیعی نسترن.منوچهری. ای بدل ذوالیزن بوالحسن بن حسن فاعل فعل حسن صاحب ذوکف راد.منوچهری. پروردگان مائدهٔ خاطر منند گر خود بجمله جز پسرذوالیزن نیند. خاقانی. رجوع به سیف ... و ابناء شود.
کلمات همقافیه با «ذوالیزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر