معنی ذوالیدین

معنی ذوالیدین

6 بازدید
[ ذُلْ یَ دَ ] (اِخ) خرباق بن حبیب سلمی. صحابیست. و او دلیل حبشه بیوم الفیل بود. و از آن او را ذوالیدین گفتند که با هر دو دست کار کردی. و بعضی نام و نسب او را عمیربن عبد عمرو از بنوسلیم و برخی عبیدبن عبد عمرو الخزاعی گفته اند. و ابن الاثیر در المرصع گوید: هو الصحابی الذی ذکر النبی (ص) بالسهو فی الصلوة واسمه خرباق و قیل هو لقبه و اسمه عمیربن عبد عمرو من بنی سلیم. رجوع به ذوالیدین در انساب سمعانی و قاموس الاعلام ترکی شود. و در استیعاب آمده است: رجل من بنی سلیم، یقال له الخرباق حجازی شهد النبی صلی اللََّه علیه و آله و سلم و قدر آه و هم فی صلاته فخاطبه و لیس هو ذوالشمالین رجل من خزاعة حلیف لبنی زهرة قتل یوم بدر نسبه ابن اسحاق و غیره و ذکره فیمن استشهد یوم بدر، و ذوالیدین عاش حتی روی عنه المتأخرون من التابعین و شهد ابوهریرة یوم ذی الیدین و هو الراوی لحدیثه و صح عنه فیه قوله بینا نحن مع رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله و سلم و صلی بنا رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله و سلم احدی صلاتی العشی فسلم من رکعتین فقال له ذوالیدین و ذکر الحدیث و ابوهریرة اسلم عام خبیر بعد بدر با عوام فهذا یبین لک ان ذا الیدین الذی راجع النبی صلی اللََّه علیه و آله و سلم یومئذ فی شان الصلوة لیس بذی الشمالین المقتول یوم بدر و قدکان الزهری مع علمه بالمغازی یقول انه ذوالشمالین المقتول ببدر اوان قصة ذی الیدین فی الصلوة کانت قبل بدر ثم احکمت الامور بعد. و ذلک و هم منه عند اکثر العلماء و قد ذکرنا مایجب من القول فی ذلک عندنا فی کتاب التمهید فمن اراد ذلک تامله هنالک. (اخبرنا) عبدالوارث بن سفیان قالنا قاسم بن اصبغ قالنا احمدبن زهیر قالنا علی بن بحربن بری قالنا معدی بن سلیمان السعدی -صاحب الطعام قال انا شعیب بن مطیر عن ابیه مطیر و مطیر حاضر یصدقه بمقالته قال یا ابتاه الیس اخبرتنی ان ذا الیدین لقیک بذی خشب فاخبرک ان رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله و سلم صلی بهم احدی صلاتی العشی و هی الظهر فسلم من رکعتین ثم قام و اتبعه ابوبکر و عمر و خرج سرعان الناس فلحقه ذوالیدین و معه ابوبکر و عمر فقال یا رسول اللََّه اقصرت الصلوة ام نسیت قال ما قصرت الصلوة و لا نسیت ثم اقبل رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله و سلم علی ابی بکر و عمر فقال ما یقول ذوالیدین فقالا صدق یا رسول اللََّه فرجع رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله و سلم فصلی رکعتین ثم سجد سجدتی السهو. (و قدروی) هذا الحدیث عن معدی بن سلیمان صاحب الطعام و کان ثقة فاضلا جماعة منهم ابوموسی الزمن محمدبن المثنی و بندار محمدبن بشار کما رواه علی بن بحربن بری و قد ذکرنا ذلک فی (کتاب التمهید)و هذا یوضح لک ان ذا الیدین لیس ذا الشمالین المقتول ببدر لان مطیرا متأخر جدا لم یدرک من زمن النبی صلی اللََّه علیه و آله و سلم شیأ (و ذکر) ابو العباس محمدبن یزید المبرد فی الاذواء من الیمن فی الاسلام من لم یشهر اکثرهم عند العلماء بذلک. (استیعاب ج ۱ ص ۱۷۲).
[ ذُلْ یَ دَ ] (اِخ) ذوالیدین الخزاعی انه کان یدعی ذالشمالین فسماه رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله و سلم ذالیدین و ذکر انه هو القائل اقصرت الصلوة ام نسیت و قد تقدم فی ذکر ذی الیدین مافیه کفایة. (استیعاب ج ۱ ص ۱۷۳).

کلمات هم‌قافیه با «ذوالیدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید