معنی ذوالمرو
[ ذُلْ مَ ] (اِخ) جایگاهی است براه مدینة به تبوک و رسول اکرم گاه رفتن به تبوک بدانجا نماز گزارده است. (از المراصع).
کلمات همقافیه با «ذوالمرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر