معنی ذوالمرخ
[ ذُلْ مَ ] (اِخ) موضعی است به یمن. کثیر راست: بعزّة هاج الشوق فالدمع سافح مغان و رسم قد تقادم ما صح بذی المرخ من ود ان غیر رسمها ضروب الندی ثم اعتنقها البوارح. و دیگری گوید: من کان اعسی بذی مرخ و ساکنه قریر عین لقد اصبحت مشتاقا اری بعینی نحو الشرق کل ضحی داب المقید منی النفس اطلاقاً.
کلمات همقافیه با «ذوالمرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر