معنی ذوالقرنین

معنی ذوالقرنین

6 بازدید
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) (حصن...) در نزهة القلوب حمداللََّه مستوفی ص ۲۱۴ آمده است: آب دجلهٔ بغداد از کوههای آمِد و سلسله در حدود حصن ذوالقرنین برمیخیزد و عیون فراوان با آن می پیوندد و بولایت روم و ارمن میگذرد و به میافارقین و حصن رسیده با آبها جمع میشود.
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) ابن ابی المظفر حمدان بن ناصرالدوله ابومحمد الحسن بن عبداللََّه بن حمدان التغلبی شاعر. مکنی به ابی المطاع و ملقب به وجیه الدوله. ابن خلکان گوید: ذکر جدّ وی ناصرالدوله را در حرف حاء آورده و نسب وی یاد کرده ام و اعادت آن ضرور نباشد. ابوالمطاع شاعری ظریف نیکوسبک و با مقاصدی زیباست و او را شعرهای نیکوست و عبدالعزیزبن نباته شاعر مشهور را در حق پدر او مدایح بسیار است و ابوالمطاع در صفر سال ۴۲۸ هـ .ق. درگذشت و او بروزگار ظاهربن حاکم العبیدی صاحب مصر به مصر شد و ولایت اسکندریه و اعمال آن در رجب ۴۱۴ هـ .ق. بدو تفویض کردند و یکسال بدانجا ببود و سپس به دمشق بازگشت و این منقول از تاریخ مسبحی است. و از اشعار اوست: و مسترشد للرای قلت له استمع کفاک رشاداً ان تقول و تسمعا و نبئت بغداداً لفقدی تفجعت و حق لمن فارقت ان یتفجعا و لا غرو ان تأسی بلاد سکنتها علی اذاما سرت عنها مودعا. و له: لو کنت ساعة بیننا ما بیننا و شهدت حین تکررا لتودیعا ایقنت ان من الدموع محدثا و علمت ان من الحدیث دموعا. و له: انی لا حسد لا فی اسطر الصحف اذا رایت اعتناق اللام للالف و ما اظنهما طال اعتناقهما الا لما لقیا من شدة الشغف. و له ایضاً: افدی الذی زرته بالسیف مشتملا و لحظ عینیه امضی من مضاربه فما خلعت نجادی فی العناق له حتی لبست نجاداً من ذوائبه فکان اسعدنا فی نیل بغیته من کان فی الحب اشقانا بصاحبه. ثعالبی در یتیمة الدهر ابیاتی را که در ترجمهٔ شریف ابوالقاسم احمدبن طباطبا العلوی ذکر رفت بنام ذوالقرنین ذکر کرده (اول آن ابیات این است): قالت لطیف خیال زارنی و مضی باللََّه صفه و لا تنفص و لا تزد. و در ترجمهٔ ابوالمطاع ذوالقرنین نیز اشعار مزبور را به وی نسبت داده، و باز در ترجمهٔ شریف احمدبن طباطبا همان ابیات را بنام شریف ایراد کرده و خدای تعالی داناست که گویندهٔ اشعار مزبور کدام یک از آنان باشند. و نیز از گفته های ابوالمطاع است اشعار زیرین: لمّا التقینا معاً و اللیل یسترنا من جنحه ظلم فی طیها نعم بتنا اعف مبیت باته بشر و لا مراقب الاّ الطرف و الکرم فلا مشی من وشی عند العدو بنا و لا سعت بالذی یسعی بنا قدم. و له ایضاً: تقول لما رأتنی تضواً کمثل الخلال هذا اللقاء منامٌ و انت طیف خیال فقلت کلاّ ولکن اساء بینک حالی فلیس تعرف منی حقیقتی من مجالی. در معجم الادباء یاقوت آمده است: ابن ناصرالدوله مکنی به ابی محمد حسن بن عبداللََّه بن حمدان التغلبی. معروف به وجیه الدوله و مکنی به أبی المطاع وی به سال ۴۱۲ هـ .ق. والی امارت دمشق بود و سپس معزول گردید و بار دیگر به سال ۴۱۵ هـ .ق. متولی همین مقام شد و تا ۴۱۹ هـ .ق. این ولایت داشت. و وفات او بمصر در صفر سنهٔ ۴۲۸ هـ .ق. بود. و از شعر اوست: یا غانیاً عن خلتی انا عنک ان فکرت اغنی انّ التقاطع و العقو ق هما ازالا الملک عنا و اظن ان لن یترکا فی الارض مؤتلفین منا یفنی الذی وقع التنا زع بیننا فیه و نفنی. و قال: بأبی من هویته فافترقنا و قضی اللََّه بعد ذاک اجتماعا فافترقنا حولا فلما التقینا کان تسلیمه علی وداها. و قال: من کان یرضی بذل فی ولایته خوف الزوال فانی لست بالراضی قالوا فترکب احیاناً فقلت لهم تحت الصلیب و لا فی موکب القاضی. و ابوالمطاع در صفر سال ۴۲۸ هـ .ق. درگذشت. (از معجم الادباء یاقوت).
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) (رباط...) در تاریخ بیهقی این نام آمده است و ظاهراً نام ناحییتی یا رباطی است. ( چ فیاض ص ۲۳۳): پس بر جانب سیاه گرد کشید (غازی اسفتکین) و تیزبراند، پاسی از شب مانده به جیحون رسید. فرود آب براند از رباط ذوالقرنین تا برابر ترمذ.
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) (سفر...) در کشف الظنون (ج ۲ ص ۲۶) ردیف حرف سین «سفر ذوالقرنین» بی توضیحی آمده است و باز در ج ۱ ص ۴۳۳ ضمن کتب علم الحروف و سیمیا هم «سفر ذوالقرنین» را نام میبرد و در اقبالنامه یا خردنامهٔ نظامی چ وحید ص ۳۷ «سفر اسکندری» را بدینسان آورده است: بفرمود [ اسکندر ]تا فیلسوفان همه کنند آنچه دانش بود ترجمه ز هر در بدانش دری درکشید وز آنجمله دریائی آمد پدید نخستین طرازی که بست از قیاس کتابیست کان هست گیتی شناس دگر دفتر رمز روحانیان کزو زنده مانند یونانیان همان سفر اسکندری کاهل روم بدو نرم کردند آهن چو موم کسانی که آن سفر برخوانده اند بتکسیر از او حرفها رانده اند. از کلمهٔ سفر و اسکندر با حدسی هر چند دور، میتوان گمان برد که این کتاب نام یکی از اسفار تورات است که در آن نام کورش یا اسکندر صریح یا بتلویح برده شده است. رجوع بمقالهٔ ابوالکلام در ذوالقرنین شود.
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) شمربن افریقیس بن ابرهةبن الرایش... و لقب او ذوالقرنین بود و... گویند اسکندر رومی را بدور جای رفتن بشمر مثل زده اند. و ذوالقرنین نخست او را [ شمر را ] لقب بوده است. (مجمل التواریخ و القصص ص ۱۵۸).
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) لقب علی بن ابیطالب علیه السلام. لقوله صلی اللََّه علیه و آله و سلم: انّ لک فی الجنة بیتاً، و یروی کنزاً، و انک لذوقرنیها. ای ذو طرفی الجنة، و ملکها الاعظم، تسلک ملک جمیع الجنة، کما سلک ذوالقرنین جمیع الارض. او ذو قرنی الامّة، فاضمرت و ان لم یتقدم ذکرها. او ذوجبلیها للحسن و الحسین او ذوشجتین فی قرنی رأسه، احداهما من عمروبن ودّ و الثانیة من ابن ملجم لعنهما اللََّه تعالی. و هذا اصح.
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) لقب عمروبن مندر لخمی. (از المرصع ابن الاثیر).
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) کتاب قرعة ذوالقرنین. نام کتابی است در قرعة. (الفهرست ابن الندیم).
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) لقب منذربن امرءالقیس بن نعمان، مکنی به ابن ماءالسماء، هفدهمین از ملوک معد. و بلعمی در ترجمهٔ تاریخ طبری گوید: و منذر را دو دشمن آمد یکی از سوی مشرق و یکی از سوی مغرب و با هر دو حرب کرد و بر هر دو ظفر یافت و خویشتن را ذوالقرنین نام کرد و عرب او را ذوالقرنین خواندند -انتهی. و بعضی وجه تلقب وی را بذوالقرنین دو گیسوی او بر دو قرن سر او گفته اند. رجوع به منذر... شود.
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) لقب هرمس بن میمون. (المرصع ابن اثیر الجزری).
[ ذُلْ قَ نَ ] (اِخ) لقب باکوس نیمه خدای شراب نزد یونانیان قدیم .

کلمات هم‌قافیه با «ذوالقرنین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید