معنی ذوالقرن
6 بازدید
[ ذُلْ قَ ] (ع اِ مرکب) نام نوعی ماهی است. (کتاب البلدان ابن الفقیه). قوقی. ختو. زال. ماهی زال. حریش. هرمیس نوعی پستاندار دریائی از راستهٔ قطاس ها که طولش تا ۴ متر می رسد یکی از دندانهای نیش جنس نر این حیوان رشد بسیار یافته و بموازات طول بدن حیوان از دهان خارج میشود (حدود ۳ متر) و مانند شاخی دراز و افقی در جلوی سر قرار دارد و عضو دفاعی حیوان است. <۵۳۰۶۴۰۸۱۱۵۴۷۰۱>... جریش البحر. کرکدن البحر. (کتاب البلدان ابن الفقیه) و قدما می گفتند که چون استخوان او کسی با خود دارد اگر سمی بمجلس درآرند آن استخوان جنبیدن گیرد.
کلمات همقافیه با «ذوالقرن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر