معنی ذوالقرح
6 بازدید
[ ذُلْ قَ ] (اِخ) لقب کعب بن خفاجه که بر تن اثر خستگی کاردی داشت. (منتهی الارب) (المرصع). و قیل معویةابن الکلبی. (از حاشیهٔ المرصع خطی).
کلمات همقافیه با «ذوالقرح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رح» برای سرودن شعر