معنی ذوالقربی
6 بازدید
[ ذُلْ قُ با ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) خداوند نزدیکی رحم. خویش. خویشاوند. ج، ذوی القربی.
کلمات همقافیه با «ذوالقربی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر