معنی ذوالفطن
7 بازدید
[ ذُلْ فِ طَ ] (ع ص مرکب) خداوند زیرکیها: اندر این امت نبد مسخ بدن لیک مسخ دل بود ای ذوالفطن.مولوی.
کلمات همقافیه با «ذوالفطن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طن» برای سرودن شعر